قطب جنوب: دانشگاهي بي رحم
امسال، يعني 2011، يكصدمين سالگرد فتح قطب جنوب در قاره ي جنوبگان «South pole in Antarctica» است. فتحي تراژيك اما حاوي جنبه هاي علمي جالب.
مي پرسيد ارتباط اين دو مساله چيست؟ اجازه بدهيد داستان را از ابتدا شروع كنيم....
براي هر ايراني كه اين روزها با هواپيما مسافرت مي كند نام فوكر «Fokker» با تلفظ فو-كه-ر، بسيار آشنا است: يك هواپيماي دو موتوره، با ظرفيتي حدود يك صد مسافر. اولين سري شش فروندي فوكر 100 حدود سال 1370 و تقريباً همزمان با بازگشت آزادگان قهرمان به ايران خريداري شد و به نام « ناوگان آزادگان» نامگذاري شد. در حال حاضر، فوكر 100 جزو دكوراسيون دايمي فرودگاههاي ايران شده است و هر روز ايرانيان بسياري به جان «فوكر» عزيز دعا مي كنند. خب، بگذاريد ببينيم واقعاً داريم به جان چه كسي دعا مي كنيم؟...
پند و نصيحت معروفي است كه همواره و در همه ي كارها از خدا كمك بخواهيد. اما اگر اين كار را نكنيم چه مي شود؟
ظاهراً يك كاپيتان هلندي چنين كاري را مي كند و به جاي خدا از شيطان كمك مي خواهد و داستان زندگي اش افسانه اي مي شود به نام هلندي سرگردان يا «The Flying Dutchman». حقيقتاً نمي دانم چرا بعضي ها واژه ي «Flying Dutchman» را به «هلندي پرنده» ترجمه كرده اند چون داستان اين بابا هيچ ربطي به پرواز ندارد و واژه ي «Flying» كنايه اي از سرگرداني و سرگشتگي است. اما واقعاً اين هلندي بخت برگشته كه بود و سرانجامش چه شد؟....
قطعاً نام بتهوون «Beethoven» به گوشتان خورده است اما شايد از خودتان بپرسيد چرا اين آقاي بتهوون مشهور شده است؟ مختصر و مفيد عرض كنم، دليل معروفيت آقاي بتهوون (يا آنطور كه در انگليسي تلفظ مي شود بي-ت-هو-ون) اين است كه ايشان به موسيقي روح تازه اي داد و عواطف انساني را با موسيقي، به شيوه اي قابل درك بيان نمود.
اورتور كوريولان «Coriolan Overture» يكي از آن آثاري است كه عواطف انساني در آن به وضوح قابل درك است. شايد اگر بدون خواندن اين متن اورتور را گوش دهيد آن را همهمه اي ماليخوليايي با زير و بم هاي وحشتناك بيابيد اما، اين متن را تا انتها بخوانيد، آن را در ذهن داشته باشيد و يك بار ديگر اورتور را گوش دهيد. مطمئناً تفاوت هايي را احساس خواهيد كرد. بعد از همه ي اين حرفها اين «كوريولان» يعني چه؟....
سال 1942، اقيانوس آرام، مكاني بر فراز جزيره ي جاوه، اندونزي.
ارتش امپراتوري ژاپن تقريباً تمامي جزاير اقيانوس آرام را اشغال نموده و با سرعت به سمت استراليا پيش مي رود. بي رحمي ارتش ژاپن در زمين، دريا و هوا وحشتي وصف ناپذير در دل متفقين افكنده است به ويژه آنكه هواپيماهاي ژاپني دستور دارند هر هواپيماي متفقين را اعم از نظامي يا غير نظامي، مسلح يا غير مسلح ساقط كنند.
در هواپيماي «DC3» هلندي وحشت و اضطراب حكم فرماست. يك جنگنده ي زيرو «Zero» ژاپني دور «DC3» پرسه مي زند و آشكار است كه تا دقايقي ديگر 11 سرباز زخمي، 6 كودك يتيم مسافر و سه چهار نفر خدمه ي هواپيماي هلندي محكوم به مرگ هستند.
پرستار هلندي، كه وظيفه ي مراقبت از زخمي ها و كودكان را دارد، نااميد از همه جا، كودكان را پشت پنجره هاي هواپيما مي كشد و به آنها امر مي كند تا از پنجره هاي هواپيما شروع به دست تكان دادن براي خلبان ژاپني كنند و خود نيز در حالي كه يك كودك كم سن و سال را در دستانش حمل مي كند به كابين «DC3» مي آيد و شروع به دست تكان دادن براي خلبان ژاپني مي كند....