هات داگ

وقتي شروع به ياد گيري زبان انگليسي کردم، اين لغت "هات داگ" مايه ي خنده ي ما بود. جهت استحضار برخي دوستان جوان عرض کنم که آن موقع ها چيزي به اسم هات داگ در ساندويچي ها سرو نمي شد و نام آن "ساندويچ سوسيس" بود.

هميشه اين سوال براي من بود که اين اسم مسخره چرا به اين ساندويچ اطلاق مي شود. برايم خيلي جالب بود که بعداً فهميدم جواب اين سوال در يک کارتون هر هفته جلوي چشم من بود. کارتون "حنا، دختري در مزرعه"

اينکه ارتباط سوسيس و کارتون چيست، در ادامه ي مطلب تشريح خواهد شد.

ادامه نوشته

ضربه

شديدترين ضربه ي ممکن را چطور توصيف مي کنيد؟ ضربه ي خرد کننده؟ ضربه ي چکشي؟ 

خب در بحث امروز، اين ضربه توصيف عجيب و غريبي دارد.
به ادامه ي مطلب تشريف ببريد تا ببينيد آيا اين توصيف مناسب است يا خير.

ادامه نوشته

صداي آرام

يکي از مظاهر کلاس گذاشتن جلوي دوست و آشنا اين است که يک پيانو بخريد و کنج اتاق پذيرايي بگذاريد تا همه ي مهمانها آن را ببينند. اصلاً هم مهم نیست که یک نت با آن نواخته شود! مثل ماجرايي که براي خودم اتفاق افتاد و يکي از فک و فاميلهايي که بسيار علاقمند به اين کارهاست يک پيانو در اتاق پذيرايي اش سبز شد!

من هم، بي خبر از همه جا، به به و چه چه راه انداختم و تقريباً بدون دعوت ايشان، پشت پيانو نشستم تا آن را امتحان کنم که ديدم جيغ ايشان سقف فلک را قلقک داد که: "لطفاً چيزي ننوازيد چون همسايه ها ناراحت مي شوند."

موضوع را ديگر کش ندادم اما توي دلم گفتم: "عقل کل! اگر واقعاً نوازندگي دوست داشتي با اين آپارتمانهايي که ديوارهايش به اندازه ي پوست پياز ضخامت دارد، ياد بگير که اين دستگاه عزيزت چه امکاناتي دارد يا اگر حوصله ي ياد گيري نداري خب يه ارگ بخر تا با گوشي (هدفون) هم بتواني بنوازي بدون آنکه براي کسي مزاحمت ايجاد کني! "

در ادامه ي مطلب توضيح داده ام که ايشان بدون نياز به هدفون و با همان پيانو چطور مي تواند "يواش" بنوازد.

ادامه نوشته