صداي آرام
منشا اوليه
باورش مشکل است اما پدربزرگ پيانو هاي امروزي، ساز "چنگ" "Harp" است.چنگ را مي توان قديمي ترين ساز اختراعي بشر دانست. اگر اين شجره نامه را ادامه بدهيم، پدر بزرگ چنگ را در انگليسي "لير" "Lyre" و در يوناني ليرا "Lyra"مي ناميدند. البته لير قدري با چنگ متفاوت است اما با يک تقريب مهندسي از اين اختلاف جزيي صرفنظر مي کنيم. راستي، مداد رنگي هاي ليرا و آن چنگ کوچولوي بامزه ي روي هر مداد را که يادتان مي آيد؟

لير ابعاد کوچکي داشت. چنگ نسبت به آن بزرگ تر بود و محدوده ي صوتي آن نيز وسيع تر. اما نواختن چنگ دردسرهاي خاص خودش را داشت.تصوير را ملاحظه بفرماييد تا متوجه منظور من شويد. به علاوه، محدود بودن تعداد سيمها باعث محدود بودن طيف صوتي آن مي شد.
منطق کار چنگ بسيار ساده بود: طول سيمها (البته در صورت استفاده از جنس مناسب و کشش مناسب) نت را مشخص مي کرد. سازهايي مانند فلوت يا سازهاي زهي به دليل محدويتهاي شيوه ي نوازندگي نمي توانستند تمامي اصوات را اجرا کنند. به قول موسيقيدانها محدوده ي صوتي آنها به "اکتاو"هاي خاصي محدود مي شود. اما چنگ اين شانس را داشت که نتهاي متنوع تري را
بنوازد ولي نه به صورت سنتي و به حالت ايستاده.
ايتاليايي ها دست به کار مي شوند
آنها چنگ را به صورت افقي روي يک قاب محکم کردند و کليدهايي تعبيه کردند که با فشار دادن آنها مکانيزمي مثل ناخن انگشتان، به سيمهاي اين چنگ زخمه بزند. اين ساز جديد که حدود قرن 16 ميلادي ساخته شد "هارپسيکورد" "Harpsichord" نام گرفت به معناي "چنگي که با کليد نواخته مي شود". ايتاليايي ها آن را "cembalo" نيز مي نامند.
يکي از اشکالات چنگ در هارپسيکورد برطرف شده بود و نوازنده راحت تر مي توانست بنوازد و اکتاوهاي بیشتری در اختيار داشت. اما اشکال ديگري بروز کرد. در نواختن چنگ، قدرت انگشتان نوازنده مي تواند قدرت صدا را کنترل کند: زخمه زدن آرامتر يعني صداي آرامتر و زخمه ي محکم يعني صداي بلندتر. ولي انجام اين کار در هارپسيکورد ممکن نیست. شما به هر سرعتي کليد را فشار دهيد، مکانيزم زخمه زدن به سيم با يک سرعت ثابت اتفاق مي افتد چون مبناي کار آن آزاد شدن يک فنر است.
انواع ديگر هارپسيکورد هر کدام نام خاصي دارند:
Virginals, Spinet, Clavicytherium, Ottavino
کلاويکورد "clavichord" ساز ديگري بود که بر همين مبنا ساخته شد. صداي کلاويکورد بلندي مناسبي داشت. در دوران باروک و اوايل دوران کلاسيک (قرن 18 ميلادي) از کلاويکورد براي آهنگسازي استفاده مي شد. جالبي کلاويکورد کوچک بودن و قابل حمل بودن آن است. کلاويکورد مثل يک ارگ الکترونيکي امروزي است با اين تفاوت که بدون نياز به برق کار مي کند!
بازهم ايتاليايي ها به داد موسيقدانها رسيدند و در اوايل قرن 18 ميلادي مکانيزمي ابداع کردند که سيم نه با زخمه خوردن، بلکه با ضربه ي چکش مانند يک قطعه به ارتعاش و توليد صدا وادار شود. در اين ساز جديد قدرت ضربه زدن به کليد روي توليد صدا اثر دارد.
با ساخت کليدهاي حساس به ضربه، اين ساز جديد "هارپسيکورد توانا براي اجراي آرام و بلند" يا به ايتاليايي "gravicembalo col piano e forte" نام مي گيرد. البته هر نت با دو يا سه سيم اجرا مي شود يعني با فشردن کليد، چکش مربوط روي سه سيم ضربه مي زند و همين باعث قدرت صداي دستگاه مي شود.
اين ساز بعداً به اختصار "پيانو فورته" "pianoforte" نام مي گيرد. در ايتاليايي "piano" به معناي "آرام" و "forte" به معناي "بلند" است. شايد بتوان آنها را به کم قدرت و پر قدرت هم ترجمه کرد.
آلماني ها پيانو را هامرکلاوير "Hammerklavier" نيز مي نامند. علت اين نامگذاري هم مکانيزم چکش مانند ضربه زدن پيانو است.
آلماني ها آمدند
پيانو هاي امروزي داراي سه پدال هستند:
پدال سمت راست: پدال صدا خفه کن "damper pedal " که با گرفتن لرزش سيم مدت زمان اجرا را کوتاه مي کند. اين پدال بيشترين استفاده را دارد. در فارسي آن را "پدال کشش صدا" نيز مي نامند.
پدال سمت چپ: نرم کننده ي صدا "soft pedal" با گرفتن اين پدال چکش پيانو به جاي ضربه زدن روي سه سيم، روي دو سيم هر نت ضربه مي زند و اصطلاحاً "شفافيت نت" تغيير ميکند. گاهي در فارسي آن را "پدال نرم" هم مي نامند.
پدال وسط يا پدال تعليق "sostenuto pedal " با آزاد کردن تمامي صدا خفه کن ها باعث مي شود صداي نت تا حداکثر زمان ممکن باقي بماند. وجود اين پدال يکي از مواردي است که پيانوي حرفه اي را از آماتوري جدا مي کند. برخي پيانوها علي رغم قيمت بالايشان فاقد اين پدال هستند.
پيانوهاي رويال يا بزرگ "Grand Piano, Royal Piano" يعني همانهايي که در سالن کنسرتها قرار دارند دارای هر سه پدال ياد شده هستند و کار آنها نيز مطابق با شرح ارايه شده مي باشند. معمولاً در خانه ها پيانوها به صورت عمودي "Upright Piano, Vertical Piano" هستند که فضاي کمتري اشغال مي کند. اين پيانو ها را در فارسي پيانوي ديواري يا پيانوي کمدي (با تلفظ "KO-MOD" مثل کمد لباس) نيز مي نامند.
نقش پدالها بر حسب نوع پيانو متفاوت است. برخي فقط داراي دو نوع پدال هستند و نقش پدالهاي صدا خفه کن و تعليق در يک پدال ادغام شده اند. برخي پيانوهاي کمدي داراي يک پدال تمرين "Practice Pedal" هستند. با فشردن اين پدال، صداي پيانو بسيار کاهش مي يابد و به دور از ايجاد مزاحمت براي ساير اعضاي ساکن در خانه و همسايگان مي توان به نوازندگي پرداخت. براي ارگهاي الکترونيکي هم پدالهايي ساخته شده است که نقش پدالهاي پيانو را بازي مي کند.
بيشترين تعداد اکتاوها (از يک نت دو تا نت دو بعدي) در ساز پيانو قابل اجرا است. به عبارت ديگر، پيانو محدوده ي صوتي قابل اجرا براي تمامي سازها و اصوات انساني را دارا است. ظاهراً هنرجويان موسيقي هم به همين دليل در کنار يک ساز تخصصي خود بايد حتماً نواختن پيانو را ياد بگيرند.
توانايي پيانو در ايجاد صدا اين قدرت را به آن داده است که بيشترين و پر طرفدارترين قطعات موسيقي را براي خود ثبت کند. از معروف ترين آهنگسازان پيانو (صرفنظر از نامهايي چون باخ، بتهوون، موتزارت و چايکوفسکي) مي توان به اشخاص زير اشاره کرد:
فردريک شوپن، لهستاني، "Frédéric Chopin" معروف به شاعر پيانو "the poet of the piano"
فرانتز ليست، مجارستاني "Franz Liszt"
سرگيي راخمانينف، روسي "Sergei Rachmaninoff"
در بين آهنگسازان ايراني هم تا جايي که من مي دانم آلبوم فريبرز لاچيني به نام پاييز طلايي شهرت زيادي دارد.
پيانو در ساير هنرها هم جاي خود را باز کرده است. از آنچه من در ذهن دارم معروف ترين داستاني که در آن پيانو نقشي بسيار شيطاني ايفا مي کند داستان "سونات کرويتز" اثر تولستوي است. درست بر عکس آن در داستان "نابيناي نوازنده" اثر کورولنکو "Korolenko"، تنها وسيله ي ارتباطي قهرمان داستان با دنياي اطرافش يک دستگاه پيانو است.
فيلم معروف پيانسيت را هم فکر کنم اکثراً ديده باشند که هنر نوازندگي، جان شخصي را نجات مي دهد.
در مورد آن قسمت از کارتون تام و جري هم که گربه ي نوازنده در حال اجراي راپسودي مجار شماره ي 2 اثر فرانتز لیست، پشت پيانو است و جري موشه، تام را بيچاره مي کند فکر کنم خود کارتون به حد کافي گويا باشد.

علاقمندان موسيقي حتماً يکي دو اثر محبوب اجرا شده با پيانو را در آرشيو آهنگهاي مورد علاقه ي خود دارند. اغراق نيست اگر بگوييم تمامي مردم دنيا از زمان ابداع اين ساز دقايقي در خلسه ي جادويي صداي آن اسير شده اند. شايد به اين خاطر که منشا آن همان چنگ است. سازي که به باور يوناني هاي باستان به وسيله ي "هرمه س" "Hermes"، اختراع شده بود (در اساطير رومي: مرکوري).
هرمه س قاصد خدايان المپ بود که وظيفه ي راهنمايي روح انسانها به خارج از اين دنيا را نيز بر عهده داشت. شايد هنوز هم ساز ابداعي هرمه س دارد وظيفه اش را انجام ميدهد و در قالب پيانو با ابلاغ پيامهايي آسماني، روح انسانها را لحظاتي از اين دنياي خاکي جدا مي کند.
مراجع
باورش مشکل است اما پدربزرگ پيانو هاي امروزي، ساز "چنگ" "Harp" است.چنگ را مي توان قديمي ترين ساز اختراعي بشر دانست. اگر اين شجره نامه را ادامه بدهيم، پدر بزرگ چنگ را در انگليسي "لير" "Lyre" و در يوناني ليرا "Lyra"مي ناميدند. البته لير قدري با چنگ متفاوت است اما با يک تقريب مهندسي از اين اختلاف جزيي صرفنظر مي کنيم. راستي، مداد رنگي هاي ليرا و آن چنگ کوچولوي بامزه ي روي هر مداد را که يادتان مي آيد؟


لير ابعاد کوچکي داشت. چنگ نسبت به آن بزرگ تر بود و محدوده ي صوتي آن نيز وسيع تر. اما نواختن چنگ دردسرهاي خاص خودش را داشت.تصوير را ملاحظه بفرماييد تا متوجه منظور من شويد. به علاوه، محدود بودن تعداد سيمها باعث محدود بودن طيف صوتي آن مي شد.

منطق کار چنگ بسيار ساده بود: طول سيمها (البته در صورت استفاده از جنس مناسب و کشش مناسب) نت را مشخص مي کرد. سازهايي مانند فلوت يا سازهاي زهي به دليل محدويتهاي شيوه ي نوازندگي نمي توانستند تمامي اصوات را اجرا کنند. به قول موسيقيدانها محدوده ي صوتي آنها به "اکتاو"هاي خاصي محدود مي شود. اما چنگ اين شانس را داشت که نتهاي متنوع تري را
بنوازد ولي نه به صورت سنتي و به حالت ايستاده.
ايتاليايي ها دست به کار مي شوند
آنها چنگ را به صورت افقي روي يک قاب محکم کردند و کليدهايي تعبيه کردند که با فشار دادن آنها مکانيزمي مثل ناخن انگشتان، به سيمهاي اين چنگ زخمه بزند. اين ساز جديد که حدود قرن 16 ميلادي ساخته شد "هارپسيکورد" "Harpsichord" نام گرفت به معناي "چنگي که با کليد نواخته مي شود". ايتاليايي ها آن را "cembalo" نيز مي نامند.
يکي از اشکالات چنگ در هارپسيکورد برطرف شده بود و نوازنده راحت تر مي توانست بنوازد و اکتاوهاي بیشتری در اختيار داشت. اما اشکال ديگري بروز کرد. در نواختن چنگ، قدرت انگشتان نوازنده مي تواند قدرت صدا را کنترل کند: زخمه زدن آرامتر يعني صداي آرامتر و زخمه ي محکم يعني صداي بلندتر. ولي انجام اين کار در هارپسيکورد ممکن نیست. شما به هر سرعتي کليد را فشار دهيد، مکانيزم زخمه زدن به سيم با يک سرعت ثابت اتفاق مي افتد چون مبناي کار آن آزاد شدن يک فنر است.
انواع ديگر هارپسيکورد هر کدام نام خاصي دارند:
Virginals, Spinet, Clavicytherium, Ottavino

کلاويکورد "clavichord" ساز ديگري بود که بر همين مبنا ساخته شد. صداي کلاويکورد بلندي مناسبي داشت. در دوران باروک و اوايل دوران کلاسيک (قرن 18 ميلادي) از کلاويکورد براي آهنگسازي استفاده مي شد. جالبي کلاويکورد کوچک بودن و قابل حمل بودن آن است. کلاويکورد مثل يک ارگ الکترونيکي امروزي است با اين تفاوت که بدون نياز به برق کار مي کند!

بازهم ايتاليايي ها به داد موسيقدانها رسيدند و در اوايل قرن 18 ميلادي مکانيزمي ابداع کردند که سيم نه با زخمه خوردن، بلکه با ضربه ي چکش مانند يک قطعه به ارتعاش و توليد صدا وادار شود. در اين ساز جديد قدرت ضربه زدن به کليد روي توليد صدا اثر دارد.
با ساخت کليدهاي حساس به ضربه، اين ساز جديد "هارپسيکورد توانا براي اجراي آرام و بلند" يا به ايتاليايي "gravicembalo col piano e forte" نام مي گيرد. البته هر نت با دو يا سه سيم اجرا مي شود يعني با فشردن کليد، چکش مربوط روي سه سيم ضربه مي زند و همين باعث قدرت صداي دستگاه مي شود.
اين ساز بعداً به اختصار "پيانو فورته" "pianoforte" نام مي گيرد. در ايتاليايي "piano" به معناي "آرام" و "forte" به معناي "بلند" است. شايد بتوان آنها را به کم قدرت و پر قدرت هم ترجمه کرد.
آلماني ها پيانو را هامرکلاوير "Hammerklavier" نيز مي نامند. علت اين نامگذاري هم مکانيزم چکش مانند ضربه زدن پيانو است.
آلماني ها آمدند
آلماني ها قطعه اي را به پيانو اضافه کردن که کم از اختراع مجدد آن نداشت: پدالها.
زيلبرمان "Gottfried Silbermann" با افزودن پدال "صدا خفه کن" اين توانايي را داد که نوازنده بتواند مدت زمان اجراي يک نت را کنترل کند. او با بهره گيري از پيشنهادات يوهان سباستين باخ "Johann Sebastian Bach" اشکالات مکانيزم ابداعي خود را بر طرف کرد و استفاده ي باخ از پيانو هاي او بهترين کار براي تثبيت اين ساز جديد بود.
زيلبرمان "Gottfried Silbermann" با افزودن پدال "صدا خفه کن" اين توانايي را داد که نوازنده بتواند مدت زمان اجراي يک نت را کنترل کند. او با بهره گيري از پيشنهادات يوهان سباستين باخ "Johann Sebastian Bach" اشکالات مکانيزم ابداعي خود را بر طرف کرد و استفاده ي باخ از پيانو هاي او بهترين کار براي تثبيت اين ساز جديد بود.
پيانو هاي امروزي داراي سه پدال هستند:
پدال سمت راست: پدال صدا خفه کن "damper pedal " که با گرفتن لرزش سيم مدت زمان اجرا را کوتاه مي کند. اين پدال بيشترين استفاده را دارد. در فارسي آن را "پدال کشش صدا" نيز مي نامند.
پدال سمت چپ: نرم کننده ي صدا "soft pedal" با گرفتن اين پدال چکش پيانو به جاي ضربه زدن روي سه سيم، روي دو سيم هر نت ضربه مي زند و اصطلاحاً "شفافيت نت" تغيير ميکند. گاهي در فارسي آن را "پدال نرم" هم مي نامند.
پدال وسط يا پدال تعليق "sostenuto pedal " با آزاد کردن تمامي صدا خفه کن ها باعث مي شود صداي نت تا حداکثر زمان ممکن باقي بماند. وجود اين پدال يکي از مواردي است که پيانوي حرفه اي را از آماتوري جدا مي کند. برخي پيانوها علي رغم قيمت بالايشان فاقد اين پدال هستند.

پيانوهاي رويال يا بزرگ "Grand Piano, Royal Piano" يعني همانهايي که در سالن کنسرتها قرار دارند دارای هر سه پدال ياد شده هستند و کار آنها نيز مطابق با شرح ارايه شده مي باشند. معمولاً در خانه ها پيانوها به صورت عمودي "Upright Piano, Vertical Piano" هستند که فضاي کمتري اشغال مي کند. اين پيانو ها را در فارسي پيانوي ديواري يا پيانوي کمدي (با تلفظ "KO-MOD" مثل کمد لباس) نيز مي نامند.

نقش پدالها بر حسب نوع پيانو متفاوت است. برخي فقط داراي دو نوع پدال هستند و نقش پدالهاي صدا خفه کن و تعليق در يک پدال ادغام شده اند. برخي پيانوهاي کمدي داراي يک پدال تمرين "Practice Pedal" هستند. با فشردن اين پدال، صداي پيانو بسيار کاهش مي يابد و به دور از ايجاد مزاحمت براي ساير اعضاي ساکن در خانه و همسايگان مي توان به نوازندگي پرداخت. براي ارگهاي الکترونيکي هم پدالهايي ساخته شده است که نقش پدالهاي پيانو را بازي مي کند.
بيشترين تعداد اکتاوها (از يک نت دو تا نت دو بعدي) در ساز پيانو قابل اجرا است. به عبارت ديگر، پيانو محدوده ي صوتي قابل اجرا براي تمامي سازها و اصوات انساني را دارا است. ظاهراً هنرجويان موسيقي هم به همين دليل در کنار يک ساز تخصصي خود بايد حتماً نواختن پيانو را ياد بگيرند.

توانايي پيانو در ايجاد صدا اين قدرت را به آن داده است که بيشترين و پر طرفدارترين قطعات موسيقي را براي خود ثبت کند. از معروف ترين آهنگسازان پيانو (صرفنظر از نامهايي چون باخ، بتهوون، موتزارت و چايکوفسکي) مي توان به اشخاص زير اشاره کرد:
فردريک شوپن، لهستاني، "Frédéric Chopin" معروف به شاعر پيانو "the poet of the piano"
فرانتز ليست، مجارستاني "Franz Liszt"
سرگيي راخمانينف، روسي "Sergei Rachmaninoff"
در بين آهنگسازان ايراني هم تا جايي که من مي دانم آلبوم فريبرز لاچيني به نام پاييز طلايي شهرت زيادي دارد.
پيانو در ساير هنرها هم جاي خود را باز کرده است. از آنچه من در ذهن دارم معروف ترين داستاني که در آن پيانو نقشي بسيار شيطاني ايفا مي کند داستان "سونات کرويتز" اثر تولستوي است. درست بر عکس آن در داستان "نابيناي نوازنده" اثر کورولنکو "Korolenko"، تنها وسيله ي ارتباطي قهرمان داستان با دنياي اطرافش يک دستگاه پيانو است.
فيلم معروف پيانسيت را هم فکر کنم اکثراً ديده باشند که هنر نوازندگي، جان شخصي را نجات مي دهد.
در مورد آن قسمت از کارتون تام و جري هم که گربه ي نوازنده در حال اجراي راپسودي مجار شماره ي 2 اثر فرانتز لیست، پشت پيانو است و جري موشه، تام را بيچاره مي کند فکر کنم خود کارتون به حد کافي گويا باشد.

علاقمندان موسيقي حتماً يکي دو اثر محبوب اجرا شده با پيانو را در آرشيو آهنگهاي مورد علاقه ي خود دارند. اغراق نيست اگر بگوييم تمامي مردم دنيا از زمان ابداع اين ساز دقايقي در خلسه ي جادويي صداي آن اسير شده اند. شايد به اين خاطر که منشا آن همان چنگ است. سازي که به باور يوناني هاي باستان به وسيله ي "هرمه س" "Hermes"، اختراع شده بود (در اساطير رومي: مرکوري).
هرمه س قاصد خدايان المپ بود که وظيفه ي راهنمايي روح انسانها به خارج از اين دنيا را نيز بر عهده داشت. شايد هنوز هم ساز ابداعي هرمه س دارد وظيفه اش را انجام ميدهد و در قالب پيانو با ابلاغ پيامهايي آسماني، روح انسانها را لحظاتي از اين دنياي خاکي جدا مي کند.

مراجع
*http://www.ukpianos.co.uk/piano-history.html
*http://www.steinway.com/
*http://www.uprightpiano.org/steinway-upright-piano.html/
*http://www.steinway.com/
*http://www.uprightpiano.org/steinway-upright-piano.html/
******************
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر ۱۳۹۰ ساعت توسط Ali Aminzadeh
|