بزن تو خال!
پرتاب يا شيرجه
زماني که من ديپلم گرفتم معادلات حرکت پرتابي جزيي از درس مکانيک سال چهارم دبيرستان بود. چقدر هم کيف کرديم وقتي دبير محترم توضيح مي داد که هواپيماهاي بمب افکن با کمک همين معادلات نقطه ي سقوط بمب را محاسبه مي کنند. در زمان جنگ جهاني دوم يعني سالهاي 1939 تا 1945، اين حساب و کتاب اهميت زيادي داشت. بمب افكن ها بايد از فاصله اي دورتر از هدف و هنوز نرسيده به آن، بمب را رها مي كردند و در زمان رها كردن بمب، سرعت هواپيما، سرعت باد و ارتفاع را در محاسبات خود دخالت مي دادند. با توجه به عدم وجود كامپيوتر در هواپيماهاي آن روز، هميشه احتمال خطا وجود داشت. بمباران هوايي نياز به يك هماهنگي كامل بين مسوول بمباران و خلبان داشت يعني يک کار تخصصي تمام عيار.
يکي از بارزترين محدويتهاي بمباران در آن روزها، اين بود که هدف قرار دادن اهداف کوچک مثل سنگرها و تانکها بسيار سخت و بعضاً غير ممکن بود. راه حل موضوع هم خيلي ساده بود: بمب را عمودي روي سر هدف بيندازيد! در اين تاكتيك، هواپيما تا روي هدف پرواز مي كرد سپس با يك شيرجه ي 90 درجه اي كاملاً عمود بر سطح زمين بمب خود را رها مي كرد و سريعاً اوج مي گرفت. اين تاکتيک "بمباران شيرجه اي" "Dive Bombing" نام گرفت يعني درست مثل آن بازي بچگانه که طرف بالاي سر هدف مي آمد و حلقه ها را با دقت داخل آن مي انداخت.نيروهاي هوايي آلمان، ژاپن و آمريکا با پيروي از اين فلسفه، طراحي و ساخت بمب افکنهاي مخصوص اين تاکتيک را در دستور کار قرار دادند.
بمب افکن آلماني "Ju-87" با نام اختصاري "Stuka" با تلفظ ش-توو-کا معروفترين بمب افكن شيرجه اي است که بيش از 6000 فروند آن در مدلهاي مختلف ساخته شد. در فارسي گاهي نام آن را به صورت "اشتوکا" نيز مي نويسند. اغراق نيست اگر شتوکا را يكي از معروفترين هواپيماهاي تاريخ هوانوردي بناميم چرا که شتوکاها در روز اول سپتامبر 1939 (10 شهريور)با در هم کوبيدن مواضع ارتش لهستان آغازگر جنگ جهاني دوم بودند. شتوکا ظرفيت حمل حدود 1800 کيلوگرم بمب را داشت يعني ظرفيتي تقريباً معادل با ظرفيت بمب افکنهاي استيلت اف-117 امروزي! اگر از علاقمندان فيلمهاي جنگي باشيد قطعاً اين بمب افكن معروف را در فيلمها ديده ايد.

تنها صداست که مي ماند
"Stuka " مخفف واژه ي "Sturzkampfflugzeug" است که به معناي "هواپيماي جنگي شيرجه رو" یا به بيان خودماني «بمب افكن شيرجه اي» است. كارخانه ي سازنده ي آن شركت "Junkers" با تلفظ يون-که-ر-س آلمان بود.
براي افزايش اثر رواني، شتوكا ها مجهز به يك آژير با صدايي بسيار گوش خراش بودند كه هنگام شيرجه براي بمباران به صدا در مي آمد. در بسياري از کارتونها و فيلمها، بخصوص کارتونهاي تام و جري، از صداي اين آژير براي تاکيد و اغراق روي سقوط اشيا از ارتفاع يا رها شدن اجسام به حالت سقوط آزاد استفاده مي شود.
اين آژير را "Jericho Trumpet" (شيپور اريحا) ناميده بودند. توضيح اينكه داستان شيپور اريحا يكي از داستانهاي انجيل است كه در آن ديوارهاي ستبر شهر اريحا با دميده شدن شيپور فرو مي ريزد.

يک شاهکار مهندسي
يكي از جالب ترين جنبه هاي مهندسي اين هواپيما ترمز هاي هوايي قدرتمند (براي کاهش سرعت حين شيرجه ي عمودي) و سيستم خودكار خارج كردن هواپيما از شيرجه پس از رها كردن بمب مي باشد. به دليل شيب بالاي شيرجه، احتمال داشت خلبان حين بيرون كشيدن هواپيما از شيرجه دچار بيهوشي موقت يا اصطلاحاً "black out" شود.
"black out" به حالتي اطلاق مي شود که به دليل فشار بيش از حد جاذبه، خون به مغز نمي رسد و چشمان خلبان سياهي مي رود. اين حالت يک بيهوشي موقت در حد چند ثانيه را براي خلبان به همراه خواهد داشت. با قرار دادن سيستم خودكار بازيابي هواپيما در صورت بيهوشي موقت خلبان، خطر سقوط براي هواپيما وجود نداشت. اين ويژگيها شتوکا را به پيشرفته ترين بمب افکن شيرجه رو زمان خودش تبديل کرده بود و هيچ يک از بمب افکنهاي شيرجه رو آمريکايي يا ژاپني نتوانستند از نظر اطمينان پذيري به پاي شتوکا برسند.
به دليل موفقيت اين بمب افكن، نمونه ي "C" آن براي پرواز از عرشه ي ناو هواپيمابر نيز طراحي و ساخته شد اما به دليل عدم تكميل ساختمان ناو هواپيمابر آلمان موسوم به "Graf Zeppelin" نوع "C" هرگز به توليد انبوه نرسيد.
از نقاط ضعف شتوكا مي توان به سرعت پايين آن اشاره نمود اين پرنده بر خلاف همتاهاي ژاپني اش چندان فرز نبود و تجهيزات دفاعي آن نيز به دو مسلسل براي خلبان و يك قبضه مسلسل دو لول مسلسلچي عقب محدود مي شد که باعث کاهش قدرت دفاعي آن در برابر يك نيروي هوايي قدرتمند مي شد. اما گاهي اين سرعت کم باعث مي شد تا شکاريهاي پر سرعت دشمن در هدف قرار دادن آن مشکل داشته باشند.
البته كاربرد اصلي شتوكا حمايت از نيروهاي زميني بود و كمتر با يك نيروي هوايي مقتدر و شمار زياد شكاري ها دست و پنجه نرم مي کرد. تنها درگيري اينچنيني شتوكاها در زمان حمله به انگلستان رقم خورد. هر چند شتوكاها تلفات سنگيني دادند اما موفق شدند سايتهاي راداري انگلستان را به طور کامل نابود کنند. در كل مي توان گفت شتوكا يك سلاح تاكتيكي بسيار موفق براي ارتش آلمان بود. شتوکا، به دليل دقت در هدفگيري آنقدر در دشمنان آلمان رعب و وحشت ايجاد کرده بود که به نوعي سمبل قدرت ارتش آلمان محسوب مي شد. امروز نيز جذابيت شتوکا براي علاقمندان ساخت هواپيماهاي مدل کماکان وجود دارد.

يکي از معروفترين عمليات شتوکاهاي آلمان، غرق کردن نبرد ناو مهيب روسها موسوم به "Marat" با تلفظ ما-را-ت بود. با غرق شدن "Marat" ديگر نيروي دريايي روسها در درياي بالتيک حرفي براي گفتن نداشت و کار براي نيروهاي آلماني در هجوم به روسيه راحتتر شد.

تغيير تاکتيک
در جبهه ي روسيه، دشتهاي وسيع روسيه و استفاده از نيروي زرهي، باعث تغيير تاکتيک شتوکاها شد. مدل "Ju87-G" ديگر يك بمب افكن شيرجه اي نبود بلكه با مجهز شدن به دو قبضه توپ 37 ميليمتري نقش شكارچي تانكهاي روسي را بازي مي كرد. گلوله هاي مرگبار اين توپها داراي هسته هاي از فلز تنگستن بودند و زره تانکهاي روسي را مثل اره مي بريدند!
سرانجام
در سالهاي پاياني جنگ، حضور شتوکاها در جبهه اندک اندک رنگ مي باخت. هر چند در اين سالها به جاي آنها جنگنده-بمب افكن هاي "Focke-Wulf Fw 190" در نيروي هوايي آلمان انجام وظيفه نمودند، اما خدمه ي شتوکا تا آخرين روز جنگ جهاني دوم وظيفه ي خود را اسطوره وار انجام مي دادند. وقتي که آلمان تسليم بلا شرط خود را اعلام کرد، خدمه ي شتوکاها با پرواز به سمت مناطق تحت تصرف انگليسي ها و آمريکايي ها خود را تسليم کردند اما هنگام فرود در فرودگاههاي متفقين به عمد فرودهاي بسيار شديدي انجام مي دادند و هواپيماهايي غير قابل استفاده به متفقين تحويل مي دادند و داغ به غنيمت گرفتن يک شتوکاي سالم (پيشرفته ترين بمب افکن تاکتيکي آن زمان) به دل انگليسي ها و آمريکايي ها ماند.
از معروف ترين خلبانان شتوكا مي توان به "Hans-Ulrich Rudel" اشاره نمود كه علاوه بر كلكسيوني از مدالهاي مختلف، بالاترين نشان ارتش آلمان را يعني «صليب دلاوري با برگهاي طلايي بلوط، شمشير و الماس» در سال 1944 به خود اختصاص داد. تعداد سورتي هاي پرواز وي بيش از 2500 و تعداد اهداف نابود شده به وسيله ي او 2000 عدد اعلام شده است. شجاعتهاي وي علاوه بر ماموريتهاي جنگي اش شامل نجات دادن خلبانان آلماني از پشت خطوط دشمن نيز مي شود. در يکي از کتابها، نويسنده ي انگليسي کتاب ستايش زيبايي از او نموده است:
"جاي حسرت و حسادت بسيار است که ما خلباني چون او در نيروهايمان نداشتيم!"

شتوکا نه تنها به يک سمبل تبديل شد، بلکه فلسفه ي جديد را نيز در تاکتيکهاي پشتيباني هوايي بنيان گذاشت که بعداً به وسيله ي روسها و آمريکايي ها پيگيري شد.
در دوران معاصر، نوه ي خلف شتوکا، يعني سوخوي 25 "Su-25" روسي تقريباً جا پاي جاي پدر بزرگش گذاشت.روسها از "Su-25" در حمله به مناطق تجمع مجاهدين در افغانستان استفاده مي کردند. مجاهدين افغان که با دارا بودن موشکهاي آمريکايي ستينگر "Stinger" در شکار پرنده هاي روسي متبحر شده بودند در مقابل "Su-25" حرف خاصي براي گفتن نداشتند!
"Su-25" براي مجاهدين افغان پيام آور رعب و هراس بود. همان هراسي که روزگاري شتوکا براي قربانيانش به همراه داشت

شتوکا در فيلمها
در فيلمهاي مربوط به جنگ جهاني دوم شتوکا جايگاه خاصي دارد. در ادامه سکانسهايي که در آنها از شتوکا استفاده شده است به همراه نام فيلم قيد شده اند.
Hannibal rising
در اوايل فيلم حمله ي يك شتوكا به تانك "T34" روسي باعث كشته شدن خانواده ي هانيبال لكتر مي شود. اين سر آغاز داستان مردي است که بعداً در فيلمهاي هانيبال و سکوت بره ها تبديل به يک قاتل بالفطره مي شود.
Enemy at the gates
در اوايل فيلم، دسته هاي پر تعداد شتوكا قايقهاي حامل سربازان روسي را در حين عبور از رود ولگا به رگبار مي بندند.
Captain Corelli's Mandolin
در اواخر فيلم چند فروند شتوكا به مواضع نيروهاي مقاومت كننده در جزيره حمله مي كنند. البته شيوه ي حمله ي آنها اصلاً به صورت شيرجه اي نيست و اين يكي از اشكالات فيلم ياد شده است.
Battle of Britain
اين فيلم در تلويزيون ايران با نام "نبرد هوايي" پخش شده است. در نيمه ي اول فيلم است كه شتوكاها در صدد بمباران سايتهاي راداري انگليسي ها هستند. يكي از سكانسهاي تکان دهنده زماني است كه خدمه ي شتوكاي صدمه ديده قادر به خروج از هواپيما نيستند و هواپيما در حال سقوط است. آنها چاره اي ندارد جز آنكه در انتظار لحظه ي مرگشان ثانيه شماري كند. تنها کاري که
خلبان شتوکا مي کند اين است که به صورت انتحاري هواپيما را به اتاق کنترل رادار انگليسي مي کوبد.
اگر علاقمند به تاريخ هوانوردي جنگ جهاني دوم هستيد حتماً اين فيلم را ببينيد. هنرمندي بزرگاني چون لارنس اوليويه "Sir Laurence Olivier"، مايکل که ين "Michael Caine" و کريستفر پلامر "Christopher Plummer" در کنار بدل کاري زيباي خلبانان انگليسي و اسپانيايي و موسيقي بي نظير سر ويليام والتن "Sir William Walton" از نقاط قوت اين فيلم فراموش نشدني است.
شبيه ساز
در شبيه ساز پرواز با نام Il-2 Stormovik: 1946 forgotten battles مي توانيد عملاً با شتوكا پرواز كنيد. تكنيك بمباران شيرجه اي واقعاً دلهره آور است. حتماً پرواز با شتوكا را با اين شبيه ساز تجربه كنيد!
مراجع
*Stukas over the Steppe, Smith P.C., Greenhill Books, London, 1999.
*www.childrenstory.info/biblestoryforchild/chdbbljericho.html
*www.airliners.net
dive bomber: بمب افكن شيرجه اي
air brake: ترمز هوايي. صفحاتی که در حالت باز شده در راه عبور هوا اختلال ایجاد می کنند و سرعت هواپیما را کاهش می دهند
flight simulator: شبيه ساز پرواز